فکر سیدنی مستند ایرانی جشنواره کارگردان

فکر: سیدنی مستند ایرانی جشنواره کارگردان جشنواره فیلم اخبار فرهنگی و هنری

گت بلاگز اخبار حوادث از سقف آویزانش کردم و باچوب به جانش افتادم ، مردمعتاد در معرکه مرکز ترک اعتیاد راز یک قتل را فاش کرد

مرد معتاد، زمانی که جهت تظاهر در کمپ ترک اعتیاد معرکه گرفته بود، راز جنایت یک‌ساله‌ای را که در سینه داشت فاش کرد.

مردمعتاد در معرکه مرکز ترک اعتیاد راز یک قتل را فاش کرد/از سقف آویزانش کردم و باچوب به جانش افتادم

عبارات مهم : ایران

مرد معتاد، زمانی که جهت تظاهر در کمپ ترک اعتیاد معرکه گرفته بود، راز جنایت یک ساله ای را که در سینه داشت فاش کرد.

کشور عزیزمان ایران نوشت:ساعت 19:20 دقیقه 30 آبان سال گذشته، گزارش قتل پسر جوانی که داخل اتاقک کارگاه آسفالت کاری از پا درآمده بود به پلیس اعلام شد. دقایقی بعد مأموران راهی بزرگراه چمران شدند.پس از حضور بازپرس محسن مدیر دِه و تیم بررسی صحنه جرم، جسد دست وپا بسته پسر 29 ساله- کیوان- مشاهده شد.

در تحقیقات صورت گرفته مشخص شد یکی از کارگران کارگاه بعد از ارتکاب قتل گریخته هست، بنابراین دستور بازداشت متهم 67 ساله صادر شد.

از سقف آویزانش کردم و باچوب به جانش افتادم ، مردمعتاد در معرکه مرکز ترک اعتیاد راز یک قتل را فاش کرد

در ادامه تحقیقات کارآگاه جنایی اطلاع یافتند قاتل فراری در کمپ ترک اعتیادی واقع در فشافویه بسر می برد. سرهنگ کارآگاه حمید مکرم – معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی پایتخت کشور عزیزمان ایران بزرگ- گفت: کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت با اطلاع از عنوان وارد عمل شده است و متهم را به اداره آگاهی انتقال دادند. «قربان» که در تحقیقات مقدماتی منکر جنایت بود، ساعاتی بعد لب به اعتراف گشود و به قتل به خاطر مواد مخدر اعتراف کرد.

صبح دیروز متهم جهت بازجویی قضایی به دادسرای امور جنایی پایتخت کشور عزیزمان ایران انتقال یافت و به تشریح شرح جنایت پرداخت.

مرد معتاد، زمانی که جهت تظاهر در کمپ ترک اعتیاد معرکه گرفته بود، راز جنایت یک‌ساله‌ای را که در سینه داشت فاش کرد.

آیا مرتکب قتل شدی؟قصدم کشتن کسی نبود. فقط می خواستم موادی را که کیوان دزدیده بود بگیرم،ولی چندین بار مسخره ام کرده بود که کینه اش را به دل داشتم.

از کجا می دانستی او مواد را برداشته؟زمانی که مواد گم شد فقط کیوان و دو نفر دیگر در کانکس بودند. با تحقیقاتی که کردم متوجه شدم کیوان مواد ها را برداشته است.کیوان و دوستانش مواد فروش بودند و من هم از آنها مواد می خریدم. ولی چون گران می فروختند، این بار از جای دیگری خریدم. خیلی هم خوب بود، حدود 40 یا 50 گرم مواد را 700 هزار تومان خریدم و خیلی هم جنسش خوب بود. البته جهت من و چند نفر دیگر بود. کیوان هم از این ماجرا با خبر شد و مواد را برداشت.

روز اتفاق چه اتفاقی افتاد؟آن روز کیوان را به کانکس کشاندم و بعد از جروبحث شدید با هم درگیر شدیم. بعد دست و پایش را بستم. در فیلم های خارجی دیده بودم که جهت اعتراف گرفتن، فرد را آویزان می کنند. من هم در حالی که دست و پای کیوان از پشت سر بسته بود او را از سقف کانکس آویزان کردم تا اعتراف کند.

از سقف آویزانش کردم و باچوب به جانش افتادم ، مردمعتاد در معرکه مرکز ترک اعتیاد راز یک قتل را فاش کرد

اما کیوان گفت مواد را به دو نفر از دوستانش داده هست. من هم سراغ آنها رفتم ولی گفتند کیوان دروغ گفته هست. در حالی که از دستش خیلی عصبانی شده است بودم برگشتم و با چوب به جانش افتادم. ناگهان متوجه شدم حالش بد شده. ولی من ضربه کاری و کشنده ای به او نزدم. چون حالش بد بود با گوشی خودم با اورژانس تماس گرفتم و از آنجا فرار کردم.

چطور فهمیدی که کیوان مرده؟گوشی تلفن همراهم در کانکس جا مانده بود و به یکی از دوستانم گفتم که برود و گوشی را برایم بیاورد و ببیند که کیوان بهتر شده است هست. او برگشت و گفت کیوان تکان نمی خورد و مرده.

مرد معتاد، زمانی که جهت تظاهر در کمپ ترک اعتیاد معرکه گرفته بود، راز جنایت یک‌ساله‌ای را که در سینه داشت فاش کرد.

بعد از آن چه کردی؟به شهرهای متفاوت رفتم و با جمع کردن ضایعات زندگی ام را می گذراندم.

چطور دستگیر شدی؟دو ماه قبل در طرح جمع آوری معتادان دستگیر و جهت ترک به کمپ فشافویه انتقال یافته شدم. چند روز قبل داخل کمپ جهت دوستانم تعریف کردم که یک سال قبل جنایتی مرتکب شده است ام و هنوز دستگیر نشده ام. نمی دانستم داستان های شبانه ام جهت کارتن خواب ها و معتادانی که در آنجا نگهداری می شدند کار دستم می دهد و عنوان به گوش پلیس می رسد.

از سقف آویزانش کردم و باچوب به جانش افتادم ، مردمعتاد در معرکه مرکز ترک اعتیاد راز یک قتل را فاش کرد

عذاب وجدان نداشتی؟عذاب وجدان که داشتم، تصمیم هم داشتم خودم را معرفی کنم. ولی گفتم که اول ترک کنم بعد از ترک اعتیاد به سراغ خانواده مقتول بروم و رضایت بگیرم و بعد خودم را معرفی کنم. البته باز هم می گم که قصدم قتل نبود. مقتول که راحت شد ولی این من هستم که باید به انتظار بمانم،ای کاش که مرا تا یک ساعت دیگر اعدام کنند و از این زندگی نجات یابم.

واژه های کلیدی: ایران | کیوان | اعتراف | انتقال | اعتیاد | ترک اعتیاد | پلیس آگاهی | ترک اعتیاد


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs